Deprecated: class-oembed.php از نگارش5.3.0 منسوخ شده است! به‌جای آن از wp-includes/class-wp-oembed.php استفاده نمایید. in /home/magcavac/public_html/wp-includes/functions.php on line 5051
شخصیت امروز
موضوعات داغ

هربرت اسپنسر

فرزانه‌ای ماده‌گرا

هربرت اسپنسر در بیست و هفتم آوریل سال ۱۸۲۰ در شهر صنعتی داربی، انگلستان زاده شد. او یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفان سده نوزدهم به شمار می‌رود. پدر و جدش آموزگار بودند و خود نیز هنگام تحصیل به ریاضیات و علوم فنی علاقه‌مند بود و مهندسی آموخت. لیکن از آموزش منظم و روشمندی برخوردار نبود و معلومات فراوان و پراکنده‌ی خود را از راه تجربه و تتبعات شخصی به دست آورد. اسپنسر این فرزانه ماده‌گرای، در زمان خود با کارل مارکس دمساز بود. او به تفکیک اجتماعی نیز باور داشت. پس از تحصیلات مقدماتی در سال ۱۸۳۶ به استخدام شرکت راه‌آهن درآمد. او در اوقات بیکاری به نگارش و خودآموزی می‌پرداخت و بر اساس همین استعداد و سفارش عمویش، توماس اسپنسر، در نشریه «اکونومیست» به کار مشغول شد. مرگ عموی هربرت اسپنسر در سال ۱۸۵۱ و ارثیه‌ای که برای او به‌جا گذاشت، به آرزوی او جامه‌ی عمل پوشاند. او مشاغل خود را رها کرد و به‌عنوان نویسنده و محققی آزاد به پژوهش و تحقیق درزمینه‌ی علوم رایج زمان همت گماشت. او با شیفتگی و درایت خویش به آموختن مطالب و دست‌آوردهای دانشمندان زیست‌شناس مانند لامارک و کارپنتر پرداخت و دریافت‌های خود را درزمینهٔ جامعه‌شناسی به کار گرفت. او هیچ‌گاه ازدواج نکرد و پس از مرگش بنا به وصیت او، جسدش سوزانده شد.

هربرت اسپنسر شخصیتی کمابیش گوشه‌گیر، درون‌نگر و تقریباً فردگرا و آرام بود؛ لذا همکارانش در اداره‌ی راه‌آهن لندن و برمینگهم چندان توجهی به او نداشتند. او تمایل داشت دشمنی کارکنان مافوقش را برانگیزد و هرگاه احساس می‌کرد حق با اوست، با آنان به جروبحث می‌پرداخت. از همین رو فردی چندان دوست داشتنی نبود، اما بااین‌حال به او احترام بسیار می‌گذاشتند. در خلال نگارش ایستایی اجتماعی بی‌خوابی‌های هربرت اسپنسر آغاز و به‌قدری عذاب‌آور شد که غالباً برای تحمل آن، به کشیدن تریاک رو آورد. با گذر سال‌ها، بیماری‌های جسمی و روانی او شدت یافت. به‌طوری‌که فقط می‌توانست ساعات اندکی در روز کار کند. او تا آخر عمر از اختلالات عصبی رنج برد. اندکی پس از انتشار اصول روانشناسی، اسپنسر دچار نوعی بیماری عصبی ناشناخته شد. گاهی پیش می‌آمد که او ساعت‌ها بی‌هدف در شهر پرسه می‌زد و زمان‌هایی که اصلاً نمی‌توانست بخواند یا بنویسد. غالباً از معاشرت‌های اجتماعی کناره می‌گرفت و در اواخر عمر، حتی تصور این‌که در برابر جمع سخنرانی کند، برایش طاقت‌فرسا بود. اسپنسر نه‌تنها تا آخر عمر مجرد بود، بلکه احتمالاً هیچ‌گاه با زنی رابطه جنسی برقرار نکرد.

هربرت اسپنسر در آغاز به گونه پراکنده به تحصیل ریاضیات و شیمی و فیزیک و دانش تشریح پرداخت و سپس به دانش‌های طبیعی روی آورد. پس از خواندن کتاب داروین در نگره ابداعی خود درباره‌ی دگرگشت و تکامل موجودات استوارتر شد البته پیش از خواندن آثار داروین از نگرش‌های لامارک طبیعی‌دان نیز سود جسته بود. فلسفه دانشی او که دیدگاهش، روشن ساختن پدیده‌های زندگی و ذهن و جامعه در چهارچوب اصطلاح ماده، حرکت و نیرو بود به کتاب هیجده جلدی برآمد. شالوده فلسفه او در روشن نمودن همه جهان هستی به‌مانند حرکتی پیشرو از یک مرحله‌به‌مرحله کامل‌تر، بر پایه «قوانین تکامل» نهاده شده بود. مهم‌ترین علاقه‌ی اسپنسر مطالعه‌ی دگرگونی در ساختارهای اجتماعی است. ازنظر اسپنسر تکامل از یک وضعیت نامعین، نامنسجم و یکدست به وضعیت منسجم، ناهمگون و چند دست (متکثر) حرکت می‌کند. هرچه تمایز بیشتر باشد انسجام بیشتر خواهد شد و وابستگی تقویت می‌شود. از آغاز عمر به بحث درباره‌ی مسائل سیاسی، دینی و فلسفی علاقه داشت و از طریق مطالعه و تحقیق در علوم طبیعی به نظریاتی متحول و پیشرو دست یافت. در این مقصود رنج برد و ضعف پیری مانع کارش نگردید. وقتی‌که به این کار همت گماشت کتاب معروف داروین هنوز نوشته‌نشده بود و چون این کتاب منتشر شد اسپنسر در فلسفه و عقیده خود استوارتر گردید و از تحقیقات داروین نیز استفاده کرد. اسپنسر مانند سن سیمون، آگوست کنت و کارل مارکس به دنبال تفسیر جامعه و تغییر آن کوشش داشت. او در سال ۱۸۶۰ میلادی شاهکار زندگی خود را به نام «تکامل» آغاز کرد. اسپنسر اعتقاد داشت که تکوین اجسام به اهتمام اجزای متشکل در درون خود صورت می‌گیرد. مبدأ چنین تفکری که: تکامل به‌طور مستقل و خارج از مشیت الهی یا قدرت دیگری انجام می‌گیرد، در عهد خود فرضیه‌ای انقلابی بود. اسپنسر علاوه بر زیست‌شناسی، به قلمرو جامعه‌شناسی و سپس «اخلاق» که احتمالاً در آن دوره به‌عنوان درجات مترتب در نظم پدیده‌ها محسوب می‌شد، روی آورد. اسپنسر موفق شد با ارائه اصولی که از فرضیه تکامل برگرفته بود، فلسفه عمومی را بارور سازد. او معتقد بود که: کهکشان به‌صورت مجموعه‌ای عظیم حرکت می‌کند و پیوسته در جهت کسب ویژگی‌ها و تفکیک و تنظیم عناصر، تکمیل می‌گردد و در این مسیر به هم آهنگی بیشتر بین عناصر تشکیل‌دهنده می‌پردازد. در مجموعه رسالات زیست‌شناسی (۱۸۶۷–۱۸۶۴)، اسپنسر از نظرات چارلز داروین و آلفرد راسل والس درباره‌ی تقسیم‌کار بین سازواره‌ها سود جسته است.

هربرت اسپنسر مردی جدی، منطقی و از اوهام شاعرانه به‌کلی دور بود. او فاقد ذوق و شور و عشق و زیبایی‌های زندگی بود و تا پایان عمر تأهل اختیار نکرد و به ثروت نیز اعتنایی نداشت. وی هشتادوسه سال زندگی کرد و سرانجام در ۸ دسامبر ۱۹۰۳ میلادی در برایتون درگذشت.

برای مشاهده‌ی آثار هربرت اسپنسر در کتاب‌فروشی آنلاین کاواک، از لینک‌های زیر استفاده نمایید.

کتاب جامعه سنتی و جامعه مدرن / نویسنده: هربرت اسپنسردیگران / مترجم: منصور انصاری / انتشارات: نقش جهان

برچسب‌ها

پیمان ملک‌زاده

مدیر امور اجرایی و کارشناس تولید محتوا، علاقه‌مند به ادبیات و...

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *