شخصیت امروز
موضوعات داغ

لئون داویدوویچ تروتسکی

پایان تروتسکی

لئون داویدوویچ تروتسکی در سال ۱۸۷۹ در یک خانواده یهودی کشاورز در روستایی در اوکراین متولد شد. او انقلابی بلشویک و متفکر مارکسیست اهل روسیه بود.

در اوایل تشکیل اتحاد شوروی، تروتسکی که چهره‌ای تأثیرگذار و بانفوذ به‌حساب می‌آمد به‌عنوان کمیسر خلق برای روابط خارجی انتخاب شد. پس‌ازآن ارتش سرخ شوروی را بنیان گذاشته و خود به فرماندهی آن درآمد. وی همچنین یکی از اولین اعضای دفتر سیاسی بود. به خاطر کشمکش‌هایی که در دهه‌ی ۱۹۲۰ میان تروتسکی و استالین، بر سر قدرت و نحوه اداره حکومت، وجود داشت، تروتسکی از حزب کمونیست روسیه اخراج و از اتحاد شوروی تبعید شد.

او در ۱۹۴۰ در مکزیک توسط یکی از مأموران ان.کا.وِ. دِ به قتل رسید. ایده‌های تروتسکی تشکیل‌دهنده‌ی پایه و اساس تئوری تروتسکیسم است. او قدی متوسط و هیکلی نسبتاً لاغر با شانه‌های پهن داشت پیشانی‌بلند و موهای سیاه آشفته چشمان نافذ و مکار در پشت عینک پنسی مخصوص معلمان، لب‌های کلفت زیر سبیل‌هایی که دائماً با آن‌ها بازی می‌کرد و یک ریش نوک‌تیز و دست‌های سفید با ناخن‌های تمیز قیافه او را مجسم می‌سازد. لباسش ساده و تمیز بود. اغلب کت چرمی می‌پوشید و کاسکت نظامی به سر می‌گذاشت و قیافه‌اش شبیه رانندگان اعیان و اشراف بود. سخنران ماهری بود و شنوندگان را با زیروبم صدایش به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌داد.

در ۱۷ سالگی با نوشته‌های سازمان‌های مخفی و با مارکسیسم آشنا شد.

او به همراه عده‌ای از رفقا تشکیلات کارگری جنوب را برپا نمود که در طی چند ماه هزاران عضو جذب آن شد. در سال ۱۸۹۸ تشکیلات توسط پلیس مخفی منحل شده و برونشتین و دیگر رهبران آن به زندان افتادند. همه‌ی آن‌ها به چهار سال تبعید به سیبری محکوم شدند. در این مدت لئون و الکساندرا با حزب کارگران سوسیال‌دمکرات روسیه که زیر نظر لنین و پلخانف بود ارتباط برقرار کردند. مدتی بعد بونشتین موفق شد فرار کند و روی پاسپورت جعلی‌اش نام نگهبان زندانش در اُدسا را نوشت: تروتسکی.

تروتسکی همکاری‌اش را با ایسکرا، نشریه‌ی حزب سوسیال‌دمکرات روسی آغاز کرد. حزب او را برای جمع‌آوری کمک به اروپا فرستاد. در سال ۱۹۰۲، در سن ۲۳ سالگی در لندن با لنین دیدار نمود.

در ۱۹۰۳ و در طی دومین کنگره‌ی حزب اختلافات میان بلشویک‌ها و منشویک باعث جدایی‌شان می‌شود. علت این جدایی حول مسئله‌ی ماهیت حزب می‌چرخید. لنین، رهبر بلشویک‌ها (اکثریت) به دنبال سازمان‌دهی متمرکز نیروهای تعلیم‌دیده‌ای بود که قادر به کار مخفی در جهت سرنگونی تزاریسم باشند. درحالی‌که مارتوف رهبر منشویک‌ها (اقلیت) معتقد بود که باید درهای حزب را به روی همه‌ی آن‌هایی که کم یا بیش با اهداف حزب موافق‌اند باز کرد.

در کنگره، تروتسکی با مارتوف موافق بود و علیه تجزیه‌ی حزب استدلال می‌کرد؛ اما درعین‌حال دلیل اصرار لنین را هم درنمی‌یافت. در طی ده سالی که به دنبال آمد، تروتسکی مواضع شخصی‌اش را به‌تنهایی دنبال می‌نمود.

در ۲۰ اوت ۱۹۴۰، مردی جوان به نام مستعار «آقای جکسون» در مکزیک به دیدار لئون تروتسکی آمد که آخرین مهمان او بود. او به نظر مردی متشخص می‌آمد و برای همین کسی به او شک نکرد و او را بازرسی نکردند. او با تروتسکی مشغول گپ زدن بود که ناگهان صدای فریاد تروتسکی بلند شد. وقتی محافظان به اتاق رفتند دیدند یخ‌شکنی یا به روایتی کلنگی در گردن تروتسکی بود و در دست جکسون چاقویی دیده می‌شد. تروتسکی پیش از مرگ گفت: «او را نکشید، باید همه‌چیز را اعتراف کند.» معلوم شد که جکسون می‌خواسته بعد از ترور تروتسکی خودکشی کند. او یک تبعه اسپانیا به نام اصلی رامون مرکادر بود که به ۲۰ سال حبس محکوم شد.

ژوزف استالین گفته بود: «من در ترور تروتسکی هیچ نقشی ندارم.» اما بعد از ۲۰ سال مرکادر به شوروی رفت و نشان لنین که بالاترین نشان شوروی بود را دریافت کرد.

برای خرید آثار لئون تروتسکی به کاواک آنلاین یا لینک زیر مراجعه فرمایید.

کتاب برنامه‌ی انتقالی برای انقلاب سوسیالیستی

کتاب مارکسیسم و تروریسم

کتاب انقلابی که به آن خیانت شد

کتاب تاریخ انقلاب روسیه

برچسب‌ها
نمایش بیشتر

پیمان ملک‌زاده

مدیر امور اجرایی و کارشناس تولید محتوا، علاقه‌مند به ادبیات و...

نوشته‌های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × پنج =

همچنین ببینید

بستن
بستن