مطالب خواندنی
موضوعات داغ

سیمون دو بووار

فمینیستی که مردان هم به او مدیونند

روزنامه‌نگار، فعال حقوق زنان، استاد دانشگاه، فیلسوف و زنی خواستار تغییر

سیمون دو بووار، نویسنده‌ی فرانسوی، پایه‌های جنبش مدرن فمینیسم را طرح‌ریزی کرد؛ هم‌چنین به‌عنوان فیلسوفی اگزیستانسیالیست، مدتی طولانی با ژان پل سارتر در رابطه بود.

تربیت با مذهب کاتولیک و روی آوردن به آتئیسم

سیمون دو بووار در ۹ ژانویه سال ۱۹۰۸ در پاریس به دنیا آمد. به‌عنوان بزرگ‌ترین فرزند دختر خانواده‌ای از طبقه‌ی متوسط با مذهب کاتولیک تربیت یافت و رشد کرد. او در سنین جوانی به مدرسه‌ی صومعه فرستاده شد و چنان افکار مذهبی داشت که حتی تصمیم گرفت راهبه شود. بااین‌حال، بووار که اتفاقاً فردی باهوش و بسیار کنجکاو بود، در چهارده‌سالگی دچار بحرانی در عقایدش شد و گرایش به آتئیسم پیدا کرد؛ به همین جهت زمانش را به مطالعه‌ی موجودیت اختصاص داد و بر مطالعه‌ی ریاضیات، فلسفه و ادبیات متمرکز شد.

دو بووار در سال ۱۹۲۶ خانه را به مقصد دانشگاه سوربن ترک کرد. در همان سال، بووار دانشجوی جوان دیگری را ملاقات کرد؛ فیلسوف اگزیستانسیالیست، ژان پل سارتر که مدت کوتاهی بعد با او رابطه‌ای شکل داد؛ رابطه‌ای که زندگی خصوصی و حرفه‌ای آن دو را دگرگون کرد.

«جامعه تا زمانی از افراد حفاظت می‌کند که برایش سودی داشته باشند.» سیمون دو بووار

رابطه با سارتر و جنگ جهانی دوم

سارتر که تحت تأثیر دوب ووار قرار گرفته بود از او خواست تا کمی بیشتر با او آشنا شود. چیزی نگذشت که رابطه‌ی میان آن دو تبدیل به رابطه‌ای عاشقانه شد. این رابطه هرگز رسمی نشد و غیرمتعارف باقی ماند. دوبووار به درخواست ازدواج او پاسخ منفی داد. دو بووار و سارتر هیچ‌گاه زیر یک سقف زندگی نکردند و آزاد بودند تا به دنبال روابط جدیدی باشند. رابطه‌ی آن‌ها سال‌ها ادامه پیدا کرد و در این مدت با تنش‌ها و مشکلات فروانی همراه بود. با توجه به گفته‌ی زندگی‌نامه‌نویس مشهور، کارول سیمور جونز در اواخر رابطه نزدیکی چندانی میان آن دو مشاهده نمی‌شد.

آزادی‌ها و اختیارات فردی سارتر و بووار به آن‌ها اجازه داد تا مدتی از هم دور بمانند و هرکدام در نقطه‌ای از پاریس مشغول تدریس شوند. دوبووار طی دهه‌ی ۳۰ میلادی به تدریس فلسفه و ادبیات مشغول بود اما در جنگ جهانی دوم، زمانی که آلمان در سال ۱۹۴۰ کنترل پاریس را به دست گرفت توسط دولت از مقامش در دانشگاه برکنار شد. در همین میان سارتر که با شروع جنگ به ارتش فرانسه ملحق شده بود، در سال ۱۹۴۰ دستگیر و سال بعد آزاد شد. بووار و سارتر در آتش‌بس جنگ در جبهه‌ی مقاومت فرانسه مشغول بودند و همین موضوع آن‌ها را از تدریس بازداشت اما طولی نکشید که دو بووار فعالیت ادبی خود را آغاز کرد.

ورود به جامعه‌ی ادبی با کتاب «او آمده که بماند»

نخستین اثر دو بووار در سال ۱۹۴۳ به چاپ رسید. دو بووار در رمان «او آمده که بماند»، از زندگی واقعی‌اش و مثلث عشقی میان او، سارتر و دانشجوی دیگری به نام اولگا کاسکوویچ استفاده کرد تا الگوهای ایدئال وجودی را بررسی کند و به پیچیدگی مسائلی ازجمله روابط و بحث وجدان افراد زمانی که موضوع به «دیگری» مربوط باشد بپردازد. سال بعد، پیش از آنکه داستان‌نویسی را با رمان خون دیگران (۱۹۴۵) و همه می‌میرند (۱۹۴۶) از سر بگیرد، تمام مدت پیگیر مقاله‌ی فلسفی پیرهوس و سینئاس بود. در هردو اثر تمرکز دوبووار بر موجودیت مشاهده می‌شود.

دوبووار در دهه‌ی چهل میلادی نمایشنامه‌ی چه کسی باید بمیرد؟ را نوشت. هم‌چنین با همکاری سارتر روزنامه‌ای را با نام مدرن تایمز تأسیس و به نوشتن و ویرایش مقالات پرداخت. در همین روزنامه بود که بخش‌هایی از آثار بی‌نظیر او از جمله جنس دوم برای نخستین بار به چاپ رسید.

جنس دوم

این رمان در سال ۱۹۴۹ به چاپ رسید. این اثر، نقد هزارصفحه‌ای بووار از وضعیت زنان در جامعه است. جامعه‌ای که در آن مردان همواره در جایگاه اول و زنان در جایگاه دوم قرار داشته‌اند. امروزه این اثر یکی از مهم‌ترین آثاری به شمار می‌آید که درباره‌ی فمینیسم نوشته‌شده است. این در حالی است که در سال انتشار، این کتاب با بحث‌های فراوانی روبه‌رو شد. منتقدین بسیاری کتاب را به آثار پورنوگرافیک نسبت دادند و حتی خواندن کتاب از جانب کلیسا ممنوع اعلام شد.

چهار سال بعد، اولین نسخه‌ی انگلیسی «جنس دوم» در آمریکا به چاپ رسید؛ اما اکثریت با این موضوع موافق هستند که نسخه‌ی اصلی بسیار بهتر از این نسخه‌ی ترجمه‌شده است. در سال ۲۰۰۹، نسخه‌ی دیگری از این اثر به زبان انگلیسی چاپ شد که نسبت به ترجمه‌ی قبلی بسیار به متن اصلی وفادارتر بوده و متن منسجم‌تری داشت. این ترجمه اعتبار دوبووار را به‌عنوان یکی از متفکران بزرگ جنبش فمینیسم حفظ کرد.

بهترین سال‌های زندگی

اگرچه جنس دوم، دو بووار را تبدیل به یکی از مهم‌ترین فعالان جنبش فمینیسم در دوران خودش کرد، علاوه بر این بر آثار مربوط به فلسفه و فعالیت‌های سیاسی او نیز اثرگذار بود.

در میان آثار قابل‌توجه او می‌توان به «پریکس گانکرت» رمانی که برنده‌ی جایزه‌ی ماندارین شد، سفرنامه‌ی روزبه‌روز آمریکا (۱۹۴۸) و مارس طولانی (سال ۱۹۵۷) و چهار شرح‌حال که شامل: خاطرات یک دختر مطیع (۱۹۵۸) بهترین سال‌های زندگی (۱۹۶۰)، اجبار محیط (۱۹۶۰) و هر آنچه گفته و کرده‌ام (۱۹۷۲) اشاره کرد.

جدا از فعالیت‌های ادبی و موفقیت‌های دیگر او در همین زمینه، دوبووار از شهرتش استفاده کرد تا صدای جنبش‌های سیاسی فراوانی در سراسر دنیا باشد. او در دهه‌ی ۵۰ میلادی برای حمایت از جنبش استقلال‌طلبانه‌ی الجزایر و مجارستان به سارتر پیوست و همچنین به جنبش دانشجویان در فرانسه در اواخر دهه‌ی ۶۰ میلادی کمک فراوانی کرد و سیاست‌های خارجه‌ی آمریکا را در طول جنگ ویتنام محکوم کرد. در دهه‌ی هفتاد میلادی، اثر دوبووار او را به ابتدای صفوف مبارزات فمینیسم کشاند. او علاوه بر شرکت در تظاهرات و اعتراضات به قوانین سقط‌جنین و عدم تساوی حقوق زن و مرد نیز معترض بود و ذهنیت خود را دراین‌باره از طریق مقالات و سخنرانی‌هایش با دیگران به اشتراک می‌گذاشت.

کهن‌سالی

در مراحل بعدی فعالیتش، دو بووار بخش بزرگی از افکارش را به روند سالخوردگی و مرگ انسان اختصاص داد. او دریکی از آثارش به نام مرگی آرام که در سال ۱۹۶۴ منتشر شد، با جزئیات، درگذشت مادرش را شرح می‌دهد. اثر دیگر او، کهن‌سالی (۱۹۷۰) به بررسی اهمیت افراد سالخورده در جامعه می‌پردازد. وداع با سارتر که در سال ۱۹۸۱، یک سال بعد از مرگ وی به چاپ رسید سال‌های واپسین زندگی او را یادآور می‌سازد.

دو بووار سرانجام در تاریخ چهاردهم آوریل سال ۱۹۸۶ میلادی در پاریس درگذشت و در قبرستان مونت پارناس در کنار سارتر به خاک سپرده شد.

این دوران کهن‌سالی انسان است که با زندگی در تضاد است، نه مرگ. انسان‌ها در کهن‌سالی تنها ادای زندگی کردن را درمی‌آورند و این در حالی است که مرگ نقطه‌ی تبدیل زندگی به یک سرنوشت است. مرگ زندگی را به بعد مطلق و ابدی می‌کشاند و این‌گونه آن را حفظ می‌کند. مرگ زمان را به پایان می‌رساند. سیمون دو بووار

سیمون دو بووار و جریان فمینیسم

«انسان زن به دنیا نمی‌آید، بلکه زن می‌شود.»

آیا سیمون دو بووار یک فمینیست بود؟ اثر مشهور او، جنس دوم، حتی پیش از آنکه بتی فریدان کتاب رمز و راز زنانه را بنویسد یکی از اولین آثار الهام‌بخش فعالان جنبش فمینیسم به شمار می‌آمد. به‌هرحال سیمون دو بووار در اوایل فعالیتش هرگز خود را به‌عنوان یک فمینیست معرفی نکرد.

تلاش برای آزادی از طریق مبارزت سوسیالیسم

در اثر «جنس دوم» که در سال ۱۹۴۹ به چاپ رسید، دوبووار در نشان دادن همکاری‌هایش با این جنبش کوتاهی کرد و خود بعدها متوجه این موضوع شد.

مانند بسیاری از همکارانش، او باور داشت که پیشرفت‌های سوسیالیسم و مبارزات طبقاتی نیز برای حل مشکلات جامعه ضروری است و جنبش زنان به‌تنهایی کاری از پیش نمی‌برد. در دهه‌ی ۶۰ میلادی، هنگامی‌که از طرف این جنبش از او دعوت شد، برای پیوستن به آن عجله‌ای نشان نداد.

هم‌زمان با تجدید فعالیت و تغییراتی که در جنبش فمینیسم صورت گرفت، دوبووار خاطرنشان کرد که باوجود تغییرات سوسیالیستی، وضعیت زنان چین و یا اتحاد شوروی بهتر از زمانی نیست که در کشوری کاپیتالیستی زندگی می‌کردند. زنان شوروی شغل داشتند و حتی برخی از آن‌ها در مقامات دولتی مشغول فعالیت بودند اما درعین‌حال می‌بایست در انتهای روز، به کارهای خانه و امور فرزندان رسیدگی می‌کردند. موضوعی که او به آن اشاره کرد درواقع بازتاب بحث‌هایی بود که فعالان فمینیسم در آمریکا بر سر «نقش» زنان داشتند.

زنان، نیازمند تغییر

در سال ۱۹۷۲ در مصاحبه‌ای، دوبووار بیان کرد که او از ابتدای کار یک فمینیسم بوده است. او همچنین درنگش برای پیوستن به این جنبش را نقطه‌ی ضعف کتاب جنس دوم دانست.

او اضافه کرد که مهم‌ترین چیز در زندگی زنان داشتن شغل است؛ چرا که از این راه می‌توانند مستقل شوند. داشتن شغل راه‌حل تمامی مشکلات نبود اما طبق گفته‌ی سیمون دو بووار داشتن شغل «نخستین قدم یک زن به‌سوی استقلال است.»

او در فرانسه زندگی می‌کرد؛ بااین‌حال به مطالعه‌ی آثار چند فمینیست برجسته‌ی آمریکایی ازجمله فایر استون و کیت میلت پرداخت.

زنان، طبیعتی مشابه مردان

بعدها در دهه‌ی ۷۰ میلادی، با ورود به عصر جدید نوعی طرز فکر در جامعه در حال رواج بود که دو بووار را به‌عنوان یک فمینیست نگران کرد؛ اینکه زنان طبیعت و خلقتی متفاوت از مردان دارند و همین موضوع سبب می‌شود از آن‌ها ضعیف‌تر و در جایگاه پایین‌تری قرار گیرند.

«عقیده‌ی من این است که زنان نه از مردان پایین‌تر هستند و نه بالاتر؛ زنان با مردان برابر هستند.»

-سیمون دو بووار، ۱۹۷۶

یکی از جملات مشهور دو بووار که در کتاب جنس دوم بیان می‌شود به شرح زیر است:

«هیچ انسانی زن به دنیا نمی‌آید، بلکه زن می‌شود.»

زنان با مردان تفاوت دارند، به این دلیل که به آن‌ها یاد داده‌شده تفاوت داشته باشند؛ به این دلیل که با آن‌ها به طرز متفاوتی رفتار می‌شود. دوبووار باور داشت که نباید تصور کرد زنان از روز ازل طبیعتی متفاوت داشته‌اند. او باور داشت که باید این افکار کهنه و خرافی را دور ریخت؛ چراکه تحمیل این افکار بر جامعه یکی از چندین روشی است که مردان برای به دست‌گیری کنترل زنان به کار می‌برند. مردان به زنان میگویند که طبیعتی معنوی، آسمانی و زنانه دارند تا آن‌ها را از دانش، نگرانی‌های مردانه مانند شغل و داشتن قدرت دور نگه‌دارند.

بازگشت به اسارت

یکی از وظایفی که با استفاده از تفکر «طبیعت زنانه» گردن زنان انداخته وظیفه‌ی مادری است. دوبووار به این ستم اعتراض کرد. او انجام وظایف مادری را بازگشت زنان به دوران اسارت می‌دانست. انجام وظایف مادری لزوماً به معنای اسارت نیست اما در جامعه این‌گونه جاافتاده که زنان باید طبیعت زیبا و ظریف خود را در نظر گرفته و تمرکز خود را متوجه کارهای زنانه مثل خانه و بچه‌داری کنند و از سیاست، فنّاوری و هر چیز دیگری خارج از خانه و خانواده دوری کنند.

«کمتر پیش می‌آید کسی به یک زن بگوید که شستن ماهیتابه‌ها وظیفه‌ای است که چون زن هستی باید انجام دهی؛ اما به زن‌ها می‌گویند چون زن هستی، بزرگ کردن بچه‌ها وظیفه‌ی تو است.» – سیمون دوبووار، ۱۹۸۲

این موضوع راهی است برای اینکه زنان را در جایگاه دوم قرار دهند و آن‌ها را جنس دوم خطاب کنند.

جنبش آزادی زنان سبب شد تا دو بووار بیشتر با تبعیض جنسیتی که زنان هرروز تجربه می‌کنند آشنا شود.

بااین‌حال دو بووار فکر می‌کرد زنان نباید از انجام برخی کارها به روش مردان و یا ایجاد برخی ویژگی‌های مردانه در خودسر باز زنند.

برخی فعالان فمینیست افراطی تصمیم گرفتند در سازمانشان تنها یک فرد را در مقام رئیس و یا مسئول قرار ندهند و سلسله مراتبی ازاین‌دست نداشته باشند. چراکه اعتقاد داشتند این‌گونه رفتارها به معنای تأثیر گرفتن از تسلط مردان است. برخی هنرمندان فمینیست اعلام کردند که اگر خود را از هنر مردسالار جدا نمی‌کردند هرگز نمی‌توانستند اثری خلق کنند. دو بووار متوجه شد که جنبش آزادی زنان عملکرد نسبتاً خوبی داشته است؛ اما بیان کرد که فمینیست‌ها چه در سازمان‌ها، چه درزمینه‌ی هنری، نباید خود را به‌کلی از دنیای مردان جدا کنند.

ازنظر سیمون دو بووار، هدف جنبش فمینیسم تغییر جامعه و جایگاه زن در آن بود.

مردان را به‌عنوان انسان و زنان را تنها به‌عنوان جنس مؤنث می‌شناسند و هرگاه زنی تلاش کند مانند یک انسان رفتار کند به او می‌گویند از مردان تقلید می‌کنی. سیمون دو بووار

معرفی کتاب

سیمون دو بووار، فلسفه و فمینیسم

اثر نانسی بائر

سیمون دوبووار در معرفی کتاب جنس دوم این‌طور می‌گوید:

«یک مرد هرگز تلاش نمی‌کند تا خودش را به‌عنوان جنسیتی خاص در جامعه اثبات کند. مرد بودن برای او مشکلی ایجاد نمی‌کند.»

نانسی بائر کتابش را با این پرسش آغاز می‌کند: «مگر زن بودن چه مشکلی برای زن‌ها ایجاد می‌کند؟» هدف بائر از نوشتن این کتاب این است که نشان دهد کتاب جنس دوم برای پاسخ به این سؤال محدوده‌ای از زن بودن را به تصویر می‌کشد که سبب می‌شود زنان با مشکلاتی فلسفی مواجه شوند.

لیست آثار سیمون دو بووار:

,کتاب جنس دوم

,کتاب وداع با سارتر

,کتاب ماندارن‌ها

,کتاب تصاویر زیبا

,کتاب وانهاده

,کتاب مرگ بسیار آرام

,کتاب مرگی بسیار آرام

,کتاب خون دیگران

,کتاب همه می‌میرند

,کتاب میهمان

,کتاب خاطرات

,کتاب سالخوردگی (دو جلدی)

,کتاب خاطرات یک دختر مطیع

,کتاب او آمده که بماند

,کتاب زن واشکسته

,کتاب نامه‌هایی به سارتر

,کتاب سال‌های خوب زندگی

,کتاب اجبار محیط

,کتاب آمریکا، روزبه‌روز

,کتاب پیرهوس و سینئاس

,کتاب خاطرات جنگ

,کتاب (the ethics of ambiguity) ابهام اخلاقی

سارا بوریائی

دانشجوی مطالعات ترجمه در دانشگاه علامه طباطبایی تهران هستم و گاهی مقالات کوتاه ترجمه میکنم، علاقه ی زیادی به مطالعه دارم و امیدوارم به زودی بتونم ترجمه ی یک رمان کوتاه رو شروع کنم.
منبع
بایوگرافیگودریدزhttp://tittas.org
برچسب‌ها

میترا جلالی

طراح سایت و کارشناس سئو، علاقه‌مند به ادبیات،هنر و تکنولوژی...

نوشته‌های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 2 =

همچنین ببینید

بستن
بستن