پیشنهاد کاواک
موضوعات داغ

بزرگراه گمشده

فیلمی از دیوید لینچ

بزرگراه گمشده (به انگلیسی: Lost Highway) فیلم مهیج روانشناسانه‌ای با نشانه‌هایی از ژانر وحشت و نئو نوآر ساخته دیوید لینچ کارگردان آمریکایی به سال ۱۹۹۷ است. فیلمی سوررئال که روانپریشی‌های انسان و نمود آن در واقعیت را بیان می‌کند و در طول فیلم دوگانگی شخصیت و موقعیت، بیننده را در فضایی معماگونه غوطه‌ور می‌کند.

بزرگراه گمشده با وجود اینکه در زمان انتشار با نقدهای متفاوتی از سوی منتقدان مواجه شد، هواداران کالت خود را کسب کرده و از سوی برخی منتقدان بسیار تحسین شده‌است. در سال ۲۰۰۳ اپرایی از این فیلم اقتباس شد.

داستان فیلم

داستان فیلم دربارهٔ نوازنده ساکسیفونی به نام فرد مادیسون است که در آغاز فیلم در آیفون خانه‌اش می‌شنود که «دیک لورنت مرده‌است». این پیام در ابتدا برای او بی مفهوم است. او ضمناً به همسرش مشکوک است که به او خیانت می‌کند و با شخصی به نام اندی رابطه پنهانی دارد. روزی همسرش بسته‌ای زرد رنگ حاوی یک کاست ویدئو در جلوی خانه پیدا می‌کند، وقتی در خانه با هم به تماشای آن می‌نشینند نمای بیرونی خانه خود را می‌بینند. آن دو حدس می‌زنند که فیلم را یک بنگاه معاملات ملکی فرستاده‌است. بعدتر فیلمی دیگر پیدا می‌کنند که اینبار علاوه بر نمای بیرون، وارد خانه شده و آن‌ها را خوابیده در اتاق خواب نشان می‌دهد. نگران از این موضوع، به پلیس آگاهی می‌دهند. مأموران پلیس ناتوان از حل معما از آن‌ها می‌خواهند ضریب امنیتی خانه را بالاتر ببرند.

در یک مهمانی فرد، اندی را می‌بیند که با همسرش مشغول صحبت است و مطمئن می‌شود که آن دو با هم رابطه جنسی دارند، با اینهمه نگاهش جذب مرد مرموزی می‌شود که لباس سیاه می‌پوشد و چهره خاصی دارد. «مرد مرموز» به او می‌گوید آن‌ها همدیگر را پیشتر دیده‌اند، و حتی او الان در خانه فرد نیز هست؛ انکار فرد، با تماس تلفنی به منزلش و شنیدن صدای مرد مرموز پشت خط، به شگفتی تبدیل می‌شود. او درمی‌یابد که مرد مرموز دوست دیک لورنت است. هرچند که خودش اصلاً دیک را نمی‌شناسد…

بازیگران

  • بیل پولمن (فرد مادیسون)
  • پاتریشا آرکت (رنی مادیسون / آلیس ویکفیلد)
  • بالتازار گتی (پیتر دیمون)
  • رابرت بلیک (مرد مرموز)
  • رابرت لوگیا (آقای ادی / دیک لورنت)فیلمی از

واکنش‌ها

نمایش افتتاحیه بزرگراه گمشده اکران محدود سینمایی در ۲۷ فوریه ۱۹۹۷ در آمریکا بود. فیلم اغلب نقدهای چندان گرمی دریافت نکرد و بسیاری آن را به عنوان فیلمی تماماً بی‌معنی یا دارای داستانی مبهم، مورد انتقاد قرار دادند اما فضای فیلم و نیز نقش‌آفرینی بازیگران مورد ستایش قرار گرفت.

اندی کلاین از روزنامه دالاس ابزرور این فیلم را برتر از دو کار قبلی لینچ دانست: «بیشترین کار تماماً سوررئال او پس از کله‌پاک‌کن، این رؤیای تب‌دار بلندتر از دو ساعت، یک‌تکه‌تر از با من بر آتش برو و کمتر از از ته دل وحشی عنان‌گسیخته و مضحک است.»

جاناتان رزنبام در روزنامه شیکاگو ریدر فیلم را به عنوان «حرکتی بی‌پروا خلاف جهت داستان‌سرایی سنتی و بازگشتی به سوی زیبایی صوری کله‌پاک‌کن» ستایش کرد.

برچسب‌ها
نمایش بیشتر

میترا جلالی

طراح سایت و کارشناس سئو، علاقه‌مند به ادبیات،هنر و تکنولوژی...

نوشته‌های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × دو =

همچنین ببینید

بستن
بستن